السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

56

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

در مسائل علوم دخالت نمىكند جواب يك مسئله علمى را هم نبايد از فلسفه طلب كرد . هر يك از فلسفه و علم جايگاه خاص خود را دارند . در فلسفه از امور جزئى بحث نمىشود متن فاذا بَحَثَنا هذا النّوع . . . أحوال الموجود المطلق بما أنّه كلّىّ . ترجمه پس وقتى در فلسفه بحث را به سبك و روش برهانى دنبال كرديم ( كه از كليت و يقين آورى برخوردار است ) ، براى ما چنين امكانى وجود خواهد داشت كه از مباحث كلى ، مسائل جزئى را استنتاج نموده و بگوييم چه چيز موجود است و چه چيز موجود نيست . البته بحث از جزئيات ، خارج از توان ماست . مضافاً به اين‌كه برهان در امور جزئى به دليل اين‌كه متغير و نابود شدنى است ، جارى نمىشود . دقيقاً به همين دليل ( كه برهان در جزئى جارى نمىشود ) در مباحث فلسفى به حال موجود به نحو كلى توجه مىكنيم ، تا بدين روش ( قياس برهانى ) احوال موجود مطلق را به عنوان يك حقيقت كلى و عام به دست آوريم . شرح همان‌طور كه اجمالًا گفته شد نحوهء سلوك در فلسفهء اولى ، قياس برهانى است . كُليت و يقين‌آورى دو خصوصيت بارز براى قياسات برهانى است . و هرگاه با اين ابزار به احكام كلى حاكم بر حوزهء وجود واقف شديم ، خواهيم توانست از باب استنتاج ، كه عبارت باشد از پى بردن از امور كلى به احوال جزئيات ، از احكام كلى موجود مطلق به احكام موجود جزئى پى ببريم و بگوييم چه چيز موجود است ، چون احكام موجود را دارد و چه چيز موجود نيست ، چون احكام موجود را ندارد . البته مقصود بالذّات ما در فلسفه پى بردن به احوال اشياء جزئى نيست ؛ زيرا اعتبار احكام جزئى محدود است و قابل سرايت به ديگر افراد نيست . لذا با كشف حكم